- خوشحالم از اینکه وبلاگ اونقدر فراگیر
شده که هر جا حامد میره ازش درباره موضوعش میپرسن و اونقدر جدی شده که
نویسندگان محترم تهدید به تحریم می کنن (: . خوب یادمه اولی که وبلاگ راه
اندازی شده بود همه بهش میخندیدیم و نقل شب نشینی بعد از نماز هر شب بود
- اینکه چرا مدیر پدرام
نام این وبلاگ خودشو برا بقیه معرفی نکرده موضوعیه که من هم براش دلیل
خاصی نمیبینم. من کلا از این محافظه کاری ها و مخفی بازی ها خوشم نمیاد
ولی خوب هر کسی روش خودشا داره . اما به هر دلیل معلوم یا مجهولی که پدرام
یا بقیه نویسندگان و نظردهندگان نمیخوان خودشونو معرفی کنن اصلا دلیل خوبی
برا ننوشتن و تحریم وبلاگ نیست. تا جایی که من میدونم پدرام هیچ وقت
گزینشی برخورد نکرده یا اینکه جهتگیری خاصی به مطالب وبلاگ و نویسندگان
نداده. پس موضوع وبلاگ اون چیزاییه که ما مینویسیم نه چیزی که از طرف کسی
تعیین شده باشه. پس دانستن یا ندانستن اسم مدیر وبلاگ در این زمینه تفاوتی
حاصل نمیکنه. پس حامد- سجاد و بقیه وبلاگ نشینان عزیز با یه منطق خیلی سطح
پایین تر از لانه کبوتری میشه به این نتیجه رسید که باید همچنان نوشت و
آنچنان نوشت که برای هر خواننده تازه وارد هم موضوع وبلاگ مشخص بشه.
- وبلاگ هنوز در اول راهه و نقاط ضعفش زیاد و البته طبیعیه. ولی اون چیزی
که مهمه وجود و ادامه حیات اونه. وجودی که باعث میشه ما بچه های محله
فرصتی داشته باشیم برای نوشتن آنچه که فکر میکنیم ارزش نوشتن و خواندن
داره و فرصتی مهمتر برای انتشار اون توی همه دنیا. وقتی با جستجوی گوگل
وبلاگ محله را به عنوان اولین یافته دیدم وقتی احساس دوری ام از تفت و
محله با سر زدن به وبلاگ کم رنگ تر میشه فقط میتونم از پدرام هر کی میخواد
باشه به خاطر فراهم آوردن این فرصت تشکر کنم و از همه دوستان نویسنده و
نظردهنده و خواننده و حتی مسخره کننده بخوام که همین طور که تا حالا این
وبلاگو زنده نگه داشتن باز هم این کارو بهتر و قویتر و به روز تر ادامه
بدن.
به اندازه یه منبر درست حسابی نوشتم ولی خبر خوش اینکه چون وقت کمه روضه
نداریم دیگه ((: حامد خدا بگم چی کارت نکنه که امروز دو ساعتی وقت منا با
مطلبت و لونه کفترات گرفتی (: