دیروز با پدر از شهرک قدس به سمت محله در حرکت بودیم .به قبرستان غیاث آباد رسیدیم(بالای احرار)داشتند با آجر ۴ سانتی و خیلی هنرمندانه دور مزار را حصار می کشیدندتا شاید مرده ای فرار نکند یا کسی به فکر مردن نیافتد.بالاتر که آمدیم رسیدیم به قبرستان محسن خان دیوار آن را با کلی هزینه برداشته بودند و به قول معروف آن را رااپن open کرده بودند تا مردم از مردن نترسند ( و محسن خانی ها بگویند ما با کلاسیم آشپزخانه اپن داریم) در هر صورت پول خیری یا پول بیت المالی رسیده و او دورش را دیوار کشیده و این یکی دیوار را برداشته .اینها مهم نیست مهم این است که پول هزینه شود .به خودم گفتم کاش پول آن دیوار کشی را به پدرم قرض می دادند تا پدرم قدری کمتر حرص می خورد و دیرتر بمیرد(زبانم لال) یا هزینه آن دیوار برداشتن را میداند برادرم تا بتواند این پول استقامتی ها را بدهد تا خانه اش ساخته شود بخدا اگر مرده ها ناراحت می شدند.
متاسفم که فرهنگ مدیریت هزینه در شهر ما نیست و صرف اینکه یارو می خواهد کار خیری انجام دهد هزینه می کنند مثلا اصلا مدرسه ها ی ما زیادی هستند ولی چون خیر گفته باید مدرسه بسازند.پس بسازند
در ضمن قابل توجه افرادی که غلط املایی می گیرند
بیساحب =بیصاحب + بیست صاحب