بگذار تا بگریم در این شب الهی ورنه دوباره ارم رو روی رو سیاهی چونرو کنم به توبه سازم نوا و ندبه چندان که بازگردم گیرم ره تباهی گرچه به ماه غفران بسته است دست شیطان بدتر بود ز ابلیس این نفس گاه گاهی ای کاش تاتوانم بر عهد خود بمانم شرمنده ام ز مهدی وز درگهت الهی تادرکفت اسیرم قران به سر بگیرم چون بگذرم ز قران افتم به کوره راهی من بندگی نکردم با خویش خدعه کردم ترسم که عاقبت هم افتم به قعرچاهی تا اینکه بد سرشتم با توست سرنوشتم دانم که در به رویم وا می کنی خدایی امشب به عشق حیدر ماراببخش یکسر دراین شب جدایی درنور اشنایی التماس دعا در این شبهای پر فضیلت
|