شنيده شده براي بازرسي در فرودگاه دمشق ،دو نفر بودند يكي مرد سيبيل كلفت و ديگري يك دختر خانم خوش اندام و آقاي ب زودتر از همه رفتند جلو اين دختر خانم و دستهايشان را باز كردند وحالا اينطور كه مي گويند چند نفري آن اطراف گفتند فرمايش آقاي سعادت!
شنيده شده كه خيلي ها كرم creamخريدند به جاي آدامس و خيلي ها هم به جاي رژ لب روغن جامد انداختند بهشون
شنيده شده مسعود با خواندن معني زيارتنامه حضرت رقيه آخوند كاروان را گريه انداخته
شنيده شده پس اين اعمال تا اطلاع ثانوي سوريه مرزهاي خود را به سمت ايران بسته است.
راستي هيچ ربطي به اين مطلب هم ندارد ولي خانواده محترم حداديان و حسنعلي كاراي خير مبارك!
امشب هم مسعود بعد از روضه توي مسجد وليمه ميده حتما بياين
حسین عیوقی فرزند میرزا محمد تقی عیوقی به همراه میرزا پدر رضا و احسان سعادت بر اثر سقوط هواپیما جان خود را از دست دادند این قضیه مربوط به حدود ۳۰ سال پیش است گفتم اول مقدمه ای بچینم تا ادامه داستان
این حسین آقا در یکی از ایالتهای آمریکا گم می شود پلیس می آید و از او می پرسد (ترجمه شده)
-:اهل کجایی؟
-:بادکلادون
-:باد کلادون !!! پاردن!!(اینش ترجمه نشده)
-:تفت
-:تفت !!!
-:جز استان یزده
-:یزد کجاست؟!
-:یکی از استانهای ایرانه
پلیس که عصبانی بوده با لحن تندی می گوید:آدم فلون فلون شده از اول بگو ایرانیم!!
پلیس غر ولند زنان او را رها می کند
خدایش بیامرزد