تبليغاتX
باغ گلابدان

باغ گلابدان

تفت



نمایی دور از مرکز شهر شیکاگو


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 20:32  توسط روح الله  | 

چند روز پیش خبری خوندم با این عنوان:
کنسرت شهرام ناظری در یزد مجوز نگرفت.
فقط خواستم بگم شجریان هفته دیگه توی شیکاگو کنسرت داره و کم نیستند غیر ایرانیهایی که از شهرهای مختلف خودشونو به این کنسرت می رسونن تا از موسیقی اصیل و سنتی ایرانی بهره ببرند.
بعضی وقتها فقط میشه تاسف خورد .....
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 21:1  توسط روح الله  | 

برنامه ي پرسش و پاسخ، راديو معارف:

شنونده: الو؟

مجري: سلام العليكم، خودتونو معرفي بفرماييد و بعد سوالتونو از حاج آقا مطرح كنيد

شنونده: من خانم فلاني، دانشجوي ِ رشته ي فقه و الاهيات در مقطع كارشناسي ارشد هستم و سوالم از حاج آقا اينه كه :

با توجه به واجب بودن جواب سلام ، مي خواستم بدونم وقتي مجري يا گوينده هاي اخبار و … در تلويزيون به بيننده ها سلام مي كنن، آيا جواب دادن براي بيننده ها واجبه يا نه؟ با تشكر از برنامه ي خوبتون.

حاج آقا: در اين مورد بين آقايون مراجع هم بحث هست.

عده اي معتقدند كه : بله واجبه ، چرا كه در اين مورد تنها فاصله ي بين طرفين زياده وگرنه سلام ، همان سلام است و جوابش واجب.

اما عده ي ديگري از فقها نظرشون بر اين است كه : نه چون مجري به شخص خاصي سلام نمي كنه و به بيننده گان در مجموع سلام مي كند، پس جواب ِسلام بر تك تك بيننده ها واجب نيست.

اما احتياط واجب بر آن است كه اگر برنامه زنده بود دادن ِجواب سلام واجبه، اما اگر برنامه توليدي بود، به اين معني كه در همين زمان مجري در استديو در حال اجراي برنامه نيست و اين برنامه قبلان ضبط شده ، جواب سلام مستحب است نه واجب.

شنونده: خيلي ممنون حاج آقا از جواب ِكاملتون.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 20:24  توسط روح الله  | 

چند ساعتی بیشتر به تحویل سال نمونده. هر چند اینجا از هیاهوی ایرانی عید و سال نو خبری نیست٬  حسی خیلی بیشتر و عمیق تر  از این لحظات دارم. هر چند از دید و بازدیدهای خانوادگی خبری نیست٬ قدر اونا را خیلی بهتر میفهمم. هر چند از بگو بخندها و اس ام اس های دوستان خبری نیست٬ خیلی بیشتر به یادشون هستم. هر چند از شکوفه های بادوم٬ درختان تازه سبز شده محله٬ باغات زیبا شده تفت و سیزده به در ده بالا خبری نیست٬ خاطره هاش مثل روز برام روشنه و هر چند ....

امسال سال تحویل برام خیلی متفاوته. تفاوتی که میتونه از دوری و دلتنگی باشه ولی اونقدر متفاوت هست که ارزششو داشته باشه. تفاوتی که خیلی بیشتر یادآور اون چیزاییه که داشتی و داری تا قدرشونو بهتر بدونی٬ یادآور شکست ها و موفقیت هاته تا ازشون درس بگیری٬ یادآور اون کساییه که از دستشون دادی تا براشون دعا کنی و یادآور خداییه که خیلی خیلی خیلی بیشتر باید شکر گزارش باشی.

ساعت ۱:۴۸ دقیقه بامداد فردا با دیگر دوستان ایرانی در کنار سفره هفت سین هستیم تا سال نو را با ایران جشن بگیریم و بخوانیم که:

"یا مقبل القلوب و الابصار   یا مدبر اللیل و النهار  یا محول الحول و الاحوال   حول حالنا الی احسن الحال"

و دعا کنیم برای همه آنها که محتاجند.

سالی سرشار از شادی٬ موفقیت و سلامتی برای همه هم محله ایهای و دوستان گل ٬ همه همشهری های عزیز و همه هموطنان ایرانی آرزو می کنم. "سال نو مبارک"

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 20:16  توسط روح الله  | 

سلام
چند تا نکته در مورد مطلب حامد:
- اگه حامد بگه که چه جوری میشه با اصل لانه کبوتری پدرام را پیدا کرد من اونو تو یه مقاله علمی به اسم خودش چاپ میکنم (: تازه اگه هم بتونه اینا اثبات کنه باز روشش یک مشکل اساسی دیگه داره و اون اینکه از همون اول با یک فرض غلط نصف لانه ها را از دست داده. از کجا معلوم که پدرام آقاس ؟؟ ((:
- خوشحالم از اینکه وبلاگ اونقدر فراگیر شده که هر جا حامد میره ازش درباره موضوعش میپرسن و اونقدر جدی شده که نویسندگان محترم تهدید به تحریم می کنن (: . خوب یادمه اولی که وبلاگ راه اندازی شده بود همه بهش میخندیدیم و نقل شب نشینی بعد از نماز هر شب بود
- اینکه چرا مدیر پدرام نام این وبلاگ خودشو برا بقیه معرفی نکرده موضوعیه که من هم براش دلیل خاصی نمیبینم. من کلا از این محافظه کاری ها و مخفی بازی ها خوشم نمیاد ولی خوب هر کسی روش خودشا داره . اما به هر دلیل معلوم یا مجهولی که پدرام یا بقیه نویسندگان و نظردهندگان نمیخوان خودشونو معرفی کنن اصلا دلیل خوبی برا ننوشتن و تحریم وبلاگ نیست. تا جایی که من میدونم پدرام هیچ وقت گزینشی برخورد نکرده یا اینکه جهتگیری خاصی به مطالب وبلاگ و نویسندگان نداده. پس موضوع وبلاگ اون چیزاییه که ما مینویسیم نه چیزی که از طرف کسی تعیین شده باشه. پس دانستن یا ندانستن اسم مدیر وبلاگ در این زمینه تفاوتی حاصل نمیکنه. پس حامد- سجاد و بقیه وبلاگ نشینان عزیز با یه منطق خیلی سطح پایین تر از لانه کبوتری میشه به این نتیجه رسید که باید همچنان نوشت و آنچنان نوشت که برای هر خواننده تازه وارد هم موضوع وبلاگ مشخص بشه.
- وبلاگ هنوز در اول راهه و نقاط ضعفش زیاد و البته طبیعیه. ولی اون چیزی که مهمه وجود و ادامه حیات اونه. وجودی که باعث میشه ما بچه های محله فرصتی داشته باشیم برای نوشتن آنچه که فکر میکنیم ارزش نوشتن و خواندن داره و فرصتی مهمتر برای انتشار اون توی همه دنیا. وقتی با جستجوی گوگل وبلاگ محله را به عنوان اولین یافته دیدم وقتی احساس دوری ام از تفت و محله با سر زدن به وبلاگ کم رنگ تر میشه فقط میتونم از پدرام هر کی میخواد باشه به خاطر فراهم آوردن این فرصت تشکر کنم و از همه دوستان نویسنده و نظردهنده و خواننده و حتی مسخره کننده بخوام که همین طور که تا حالا این وبلاگو زنده نگه داشتن باز هم این کارو بهتر و قویتر و به روز تر ادامه بدن. 

به اندازه یه منبر درست حسابی نوشتم ولی خبر خوش اینکه چون وقت کمه روضه نداریم دیگه ((: حامد خدا بگم چی کارت نکنه که امروز دو ساعتی وقت منا با مطلبت و لونه کفترات گرفتی (:
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 4:48  توسط روح الله  |