تبليغاتX
باغ گلابدان

باغ گلابدان

تفت

كسايي كه رشته مديرت هستند بيشتر با من هم عقيده اند كه سيستم  محله ما نظام حكومتي ايران را داراست .فقط يه خورده آدماش ريزترند.به فكرم رسيد يك مسابقه برگزار كنيم كه جايزش يه لبخند باشه (  آقا حامد مسابقه وقتي زنده  است كه همه آنلاين باشن و ....بنابراين اسم مسابقتا زنده نذار)

من يه چندتايي اسم ميبرم از محله و از مشاهير مملكت هم ارز اونا را توي بخش نظران بنويسيد

حكومت:رهبر -هاشمي -خاتمي -سرهنگ زارعي -احمدي نژاد -شهرام جزايري - الهام -مرتضوي -ريس بانك مركزي و....

مثال : رهبر=سعادت ،احمدي نژاد:سعيد،اعظ=جزايري و...

بقيه را شما بنويسيد 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 22:30  توسط حسين  | 

بعد چند وقت رفتم نماز جمعه. اطلاعيه كردند چون روزهاي تعطيل از تمام استان ميآن مناطق ييلاقي و نون تفتيها را مي برند بنابراين نانواييها در اين ايام تعطيلند(شبيه اين جمله)

من پيشنهاد ميكنم قبل از اين كه فرمانداري اطلاعيه بده اونا روي كاغذ بنويسه و بذاره جلو روش و به اون خيره بشه اگه خندش نگرفت اوندفعه انتشارش بده

آقا چرا وقتي زورش نداريد سهميه بيشتري بگيريد و اين مشكل را حل كنيد صورت مسئله را پاك مي كنيد و به مردم بومي فشار مي آريد.

 اگه راس ميگيد  امتياز بيشتر از استان بگيريد

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 17:19  توسط حسين  | 

همه میشناسنشون.با این که از همه برادر هاشون کم سن ترن ولی شکسته تر ن( ،شاید به خاطر این باشه که یه پسرشون توی این وبلاگ مطلب می نویسن .)خانمشون معلم قرآن هستن ، وقتی خدابيامرز میرزا (اگه اشتباه نکنم)فوت می شن دوباره ازدواج می کنن .

 

همه اين مقدمه را چيدم تا بگم خيلي از خود گذشتگي مي خواد برا اينكه بچه هاي مرحوم داداشت احساس كمبود پدر نكنن بچه هاي خودتا از اول به جاي بابا عمو صدا كني و حسرت گفتن بابا !برا تنها دخترت تو دلت بمونه، اينم يكي از زيبايي هاي محله باغ گلابدان.ايشالله سالهاي سال بالاسر بچه هاشون باشن.

راستي پيشاپيش اين عيد را خدمت تموم نويسندگان وبلاگ و خوانندگانش تبريك مي گم .اميدوارم سال جديد سال خوشبخت ي باشه براشون

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 19:59  توسط حسين  | 

دیروز با پدر  از شهرک قدس به سمت محله در حرکت بودیم .به قبرستان غیاث آباد رسیدیم(بالای احرار)داشتند با آجر ۴ سانتی و خیلی هنرمندانه دور مزار را حصار می کشیدندتا شاید مرده ای فرار نکند یا کسی به فکر مردن نیافتد.بالاتر که آمدیم رسیدیم به قبرستان محسن خان دیوار آن را با کلی هزینه برداشته بودند و به قول معروف آن را رااپن open کرده بودند تا مردم از مردن نترسند ( و محسن خانی ها بگویند ما با کلاسیم آشپزخانه اپن داریم) در هر صورت پول خیری  یا پول بیت المالی رسیده و او دورش را دیوار کشیده و این یکی دیوار را برداشته .اینها مهم نیست مهم این است که پول هزینه  شود .به خودم گفتم کاش پول آن دیوار کشی را به پدرم قرض می دادند تا پدرم قدری کمتر حرص می خورد و دیرتر بمیرد(زبانم لال) یا هزینه آن دیوار برداشتن را میداند برادرم تا بتواند این پول استقامتی ها را بدهد تا خانه اش ساخته شود بخدا اگر مرده ها ناراحت می شدند.

متاسفم که  فرهنگ مدیریت هزینه در شهر ما نیست و صرف اینکه یارو می خواهد کار خیری انجام دهد هزینه می کنند مثلا اصلا مدرسه ها ی ما زیادی هستند ولی چون خیر گفته باید مدرسه بسازند.پس بسازند

در ضمن قابل توجه افرادی که غلط املایی می گیرند

 بیساحب =بیصاحب + بیست صاحب

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 6:16  توسط حسين  | 

شنیده ام که شهردار تفت استفا کرده

شنیده ام که سرپرست فرمانداری تفت که همان معاون باشد استیفا کرده

شنیده ام که هنوز حکم فرماندار بعد از نزدیک به یک سال نیامده

شنیده ام معون شهردار هم حکم بازنشستگیش آمده

ای خدا چکار کنیم؟! بی سالار شدیم

من پیشنهاد می کنم حالا بعد از سی سال که مردها همه کاره بودند یک چند سالی هم زنها در راس کار قرار گیرند

در ضمن با پوزش از فتح کنندگان سرداب تفت که کلی ویروس چندین هزار ساله با خود به روی زمین آوردند و با اجازه از ایشان خبر فتح سرداب تفت را به استحضار می رسانم وبی معرفتی است که از زحمت و شهامتشان تشکر نکنیم . به دقت به عکسها نگاه کنید برخی از ایشان احساس می کنند قله های رفیع هسته ای را فتح نموده اند این مطلب را در ادامه مطلب دنبال کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 23:55  توسط حسين  |