تبليغاتX
باغ گلابدان

باغ گلابدان

تفت

آقای تفت چه خبر فنتش رفته بالا و الان در پروزه سینمایی محمد احمدی همکاری دارد او که قصد اقامت در تهران را دارد یکی از اهالی فرهنگ و هنر تفت است. او کسی نیست جز رسول شجاعی. برای دریافت اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید اینجا

هرکجا هست موفق باشد

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 22:38  توسط مسافر  | 

آیا تا بحال به تانک روبروی تیمارستان دقت کرده اید ؟ آن دو رزمنده چه می گویند ؟

قریب به 20 سال است که ما در این نقطه زمین گیر شده ایم . هر چه صبر کردیم کسی به فریاد ما نرسید . دست آخر دلمان را به دریا زدیم و از داخل تانک بیرون آمدیم و دیدیم خبری نیست .

حالا چند سال است که ما آفتاب خورده ایم و کسی به ما سر نمی زند تا هم احوالی بپرسد و هم دستی به سر و گوش ما بکشد و تمیزمان کند . بدین وسیله از امت حزب ا... استمداد طلبیده و دست یاری می جوئیم .

با تشکر از شهرداری و شورای شهر محترم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 18:28  توسط اطلسي  | 

من با نظر اطلسي مخالفم چرا؟

اولا كساني  كه راجع به كليات مي نويسند توي كشور ما كم نيستند و ما نمي توانيم با آنها كه امكانات نوشتاري وسواد نوشتاريشان بيشتر از ماست رقابت كنيم.قضيه شبيه ايران است كه داعي حكومت بر جهان را دارد اما در مسائل جاري خودش مانده

دوما اينكه اگه همه با لحجه يا لهجه تهراني صحبت كنند به مرور همه گويشها از بين ميرود

سوما بد نيست كسي در وب ما فراتر از محله بنويسد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 23:54  توسط حسين  | 

ظاهراٌ با توجه به فرارسیدن ماههای رجب و شعبان هیچ بحث اجتماعی مثل ازدواج مطرح نیست . اما وضعیت مهریه ها کولاک کرده !؟

قدیما مهریه (صداق) یک جلد کلام ا... مجید برای برکت زندگی و دیدن خیر اولاد بود . بعدش 14 عدد سکه به نیت 14 معصوم (ع) هم اضافه شد . بعدش عدد دهگان ثابت ماند و رقم صدگان برایش پیدا شد . 114 – 214- 314 – 414 – 514 و ... . یه وقتی هم شد که دیگه دو قلم قبلی جواب نمی داد . املاک هم به برکت تورم و عدم کنترل دولت از طریق واردات رونق گرفت . بعضی به معجون قبلی که معلوم نیست فرمولش را کی و کی اختراع کرده یک دانگ زمین یا خانه اضافه کردند و به برکت مال های باد آورده رشد کرد و شد دو دانگ – سه دانگ و قص علی هذا . حالا هم دیگر قلم اولی محجور مانده و برای خالی نبودن عریضه اضافه می شود . رقم ثابت قلم دوم یعنی عدد 14 بی مفهوم شده و عددهای روند به بازار آمده است : 250 سکه – 300 سکه – 500 سکه و غیره . خرپول ها هم سهام شرکت و سرمایه کارخانه به اقلام قبلی اضافه کردند تا بانوان محترمشان به اندازه کافی راه برای فخر فروشی به سایرین (فامیل و غیرفامیل) داشته باشند . معلوم نیست سرانجام این زندگی ها به چی ختم شود ؟ انشاء ا... ختم به خیر.

تا بعد .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 22:50  توسط اطلسي  | 

اول اینکه می خواستم بگویم من خیلی مقید به اینکه فقط در مورد محله بنویسم نیستم . شاید خرده بگیرید؟ چه کنم؟ هر وقت در مورد هر موضوعی لازم دانستم به مدد الهی مختصر و مفید اشاره می کنم .

دوم می خواستم بگویم بعضی ها در مورد اینکه مطالب استفهامی (سوالی) بیشتر به ذهن می ماند تا موضوعات اخباری با من هم عقیده هستند . شما چطور ؟

بعضی از این مطالب استفهامی با آیا شروع می شود . بعضی هم با چرا و برای چه ؟ ولی همه برای اینست که در مورد موضوعات مختلف از ساده تا پیچیده فکر کنیم و در طول زندگی غافل نمانیم.

چرا که گفته اند :

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری .

یا اینکه گفته اند :

فکر کن فکر که یک لحظه ی فکر به زصد سال عبادت باشد .

اگر موافق هستید اولین سوال را مطرح می کنم تا به آن فکر کنید :

چرا بعضی ها که پولشون از بیل لدر بالا می ره دستشون کمتر به کار خیر می ره ؟ یا اینکه چرا برخی فکر می کنند از دماغ فیل افتادند و حتی حاضر به جواب دادن سلام دیگران هم نیستند ؟

نگران نباشید . به مرور زمان سوالات بیشتری طرح می کنیم تا شاید درس عبرتی برای خودمان باشد .

چرا که از لقمان پرسیدند :

ادب از که آموختی ؟

گفت : از بی ادبان .

تا بعد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 23:21  توسط اطلسي  | 

شنیده ها حاکیست یکی از نویسندگان وبلاگ بعلت کمبود بودجه و کمبود بنزین ماشین خود را به فروش گذاشته و ماشین خود را به قیمت ننه بابا می خواهد بفروشد این خبر از بنگاهی که این ماشین برای فروش سپرده شده است درز پیدا کرده است لازم به ذکر است من هم گفتم قول نمیدهم به کسی این مطلب را نگویم وخبر دوم اینکه یکی از بچه های محله که یکی از اعضای فعال محله در زمینه های فرهنگی و ورزشی بوده به عنوان بازرس شرکت تعاونی مسکن  جدید التاسیس تفت انتخاب شده است  و از کسانی که متاهل بوده و زمین دولتی نگرفته اند برای ثبت نام به این شرکت مراجعه بکنند این هم خبر خوش برای متاهلها فقط لازم به ذکر اسن که مجر دها به خاطر یک قطعه زمین جوگیر نشوند
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 9:40  توسط حامد  | 

با عرض سلام و پوزش از وقفه ای که در کار پیش آمد و تاکنون نتوانستم مطلبی بنویسم  سعی می کنم خیلی زود جبران نمایم . ضمنا از تمام نویسندگانی که ورود مرا تبریک گفته اند (بخصوص پدرام) سپاسگزارم . فعلا خدانگهدار

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 5:20  توسط اطلسي  | 

ديشب توي سلموني رحيمي صحبت پيدا شدن موتورش بود با خنده مي گفت :بعد از اينكه موتور نو ام را دزديدند تا دوماه بعذش داشتم قصتاش را مي دادم اون دوتا قسط آخريش خيلي سوختم تا اينكه سر سال از نيروي انتظامي تماس گرفتند كه موتورت پيدا شده .همه مي گفتن پولت حلال بوده و اينا.من هم با خوشحالي با بابام تماس گرفتم كه صب ميام دونبالتون شما موتور منا بيارين منم موتور پيدا شده.

آقا وقتي صب رفتيم نيرو انتظامي گفتن اينا موتورت.گفتم كو گفتن جلو روته .ما هرچي نگاه كرديم جز يك گوني چيزي را نديديم.گفتن توي گونيه .در گوني را باز كردم ديدم يه چيزي شبيه موتوره و فقط سه كيلو وزنشه گفتن فردا بيا  دادگاه تا مراحل تحويل اينا انجام بدي

رحيمي مي گفت خوشحالم از اينكه پيدا شده ولي داغم را تازه كردن.گفت كار دوتا زنجانيه كه توي محله دهنو خونه گرفته بودن و وقتي به علت همين كاراشون در مي رن صابخونه اينا را توي باغچه پيدا مي كنه.

ياد يه حرف قديمي افتادم كه مي گن وقتي بيكار شديد غريبه را از محلتون بيرون كنيد اما دوباره گفتم ممكنه روزي ما هم مجبور باشيم بريم غربت

نمي دونم شايد حرف قديميا بايد اصلاح بشه

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 23:30  توسط مسافر  | 

باسلام خدمت دوستان عزیز مدتی است بعلت مشغله زیاد نتوانستم مطلب بنویسم وحالا هم مطلبی ندارم فقط همین را بگم  بالاخره پدیده فرار مغز ها نصیب محله ما هم شد و کبوتر تیز هوش و تیز پر ما پرید انشا الله این کبوتر مثل کفتر های ممل عادتی باشد وهر کجا رود دوباره به جای اولش برگردد
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 0:28  توسط حامد  | 

صب که داشتم می ومدم یه چیزی دیدم شبیه یک خط که داره توی خیابون جلو می آد کم کم دیدم خط با موج توی امتداد قامتش می آد جلوتر که اومد دیدم روح الله است بعد از کلی ماچ بازی گف امیرکبیر قبول شده و رفته بوده ثبت نام.

خیلی خوشحال شدم گفتم برگردم اول این خبر را بذارم توی وبلاگ.

سید جان از طرف من و برو بچ وب تبریکم را بپذیر

هدیه اش هم توی ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 6:53  توسط مسافر  | 

 
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 23:51  توسط مسافر  | 

سلام

من هم به آقا مجید و آقا حسن تبریک می گم.

اما در جواب حسین آقا اینکه قضیه تبریک که بله پای یک کار خیر در میونه. اما از توضیحات بیشتر در زمینه کی با کی و غیره معذورم. علاوه بر مسائل امنیتی و خانوادگی یه دلیلش اینه که خودم هم درست نمیدونم . ضمنا چند تا نشونه از این حسین آقا که جزو اعضای مجهول الهویه وبلاگ است داره پیدا میشه. کنکوری بوده و احتمالا ساکن تفت و حداقل تو محله نیست. حالا بیابید پرتقال فروش را.

 آقا یا خانم اطلسی به جمع نویسندگان خوش آمدی. این پدرام که تعطیله و ورودی های جدید را معرفی نمیکنه. ما هم هر چه قدر منتظر شدم که اطلسی یه مطلبی بنویسه خبری نشد. امیدوارم حداقل  وبلاگ را نگاه کنه و تبریک منا ببینه.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 14:21  توسط روح الله  | 

بالاخره این کنکور لعنتی تموم شد

از وقتی که من نتونستم بیاد کسی  به این وبلاگ حال نداده -پدرام هم که به میل ما جواب نمی ده انگار خدای نکرده مرده

منم به حسن و مجید تبریک می گم ولی لطف کنید تبریکها را بیشتر توضیح بدین مثلا مجید با کی حسن با کی اگه قضیه ازدواجه -خدا قسمت کنه!

من منتظرم ببینم نظر شما راجع به کنکور امسال چطو بود؟

کنکوریها کیا هستن و... و اینا اینم برا خسته نباشید به اونا

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 23:10  توسط حسين  | 

آقای مجید باغیپور

آقای حسن فلاح

از طرف وبلاگ باغ گلابدان تبریکهای ما را پذیرا باشید

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 23:9  توسط مسافر  |